امروزه شرایط اقتصادی کشور به گونه ای است که حل مشکلات بیکاری و ایجاد اشتغال برای تعداد زیاد بیکاران ، بویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار ، الگوها و راه حل های جدید و متفاوتی را طلب می کند که این مسأله امروز به یکی از بزرگترین دغدغه های سیاستگذاران و دولت مردان بدل شده است. هر چند بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که توسعه واحدهای کوچک اقتصادی به ویژه صنایع کوچک مهمترین محل و پایگاه برای ایجاد اشتغال در کشور است ، اما صنایع کوچک به خودی خود نه بوجود می آیند و نه اشتغال ایجاد می کنند. واحدهای کوچک زمانی می توانند رشد و توسعه یافته و ایجاد شغل نمایند که از افراد توانمند، خلاق، مبتکرفرصت جو، خطرپذیر و اهل کار و عمل یا در واقع کارآفرین ، برخوردار باشند. یقیناً این کارآفرینان هستند که می توانند در شرایط سخت کنونی جامعه با توجه به خصوصیات خود منابع را برای ایجاد، رشد و توسعه در زمینه های تولید و خدمات فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار ایجاد نمایند و لذا آموزشهای کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده ترین فعالیتهای کشورها تبدیل شده که این آموزشها هم در کشور ما مدتی است که دایر شده است. در حقیقت توجه به امر آموزش در تعمیق و گسترش کارآفرینی و افزایش تعداد کارآفرین در جامعه نقش موثری دارد. با توجه به اینکه تعداد زیادی از افراد کارآفرین پیشینه آموزشی خاصی در زمینه کارآفرینی نداشته و لزوماً بعد ازچندین بار سعی و خطا و شکست تنها تعدادی از آنها قادر به ادامه فعالیت می باشند بی شک تنها با آموزش صحیح مهارتهای لازم در زمینه کارآفرینی به این افراد می توان ریسک و خطرات ناشی از سرمایه گذاری را برای آنان کاهش داد.
در رابطه با استان کهگیلویه وبویراحمد بزرگترین مشکلی که در زمینه کارآفرینی وجود دارد نبود فرهنگ کار و کارآفرینی است که مسئولین استان نیز به آن معتقد هستند و همانطور که اشاره شد آموزشهای کارآفرینی در استان می تواند در دراز مدت فرهنگ کار و کارآفرینی را در استان ارتقاء دهد با این شرط که هزینه هایی که صرف این آموزشها می گردد هدف دار باشد. از آنجا که افراد با گذراندن یک دوره کوتاه مدت کارآفرین نمی شوند و برای تربیت کارآفرین باید حیطه این آموزشها به آموزش و پرورش و دانشگاهها و در تمامی رشته ها گسترش یابد.
اغلب جوانان زندگی شغلی خود را که شامل استخدام، خود اشتغالی و کارآفرینی است را پس از پایان تحصیلات متوسطه و دانشگاهی انتخاب و شروع می کنند و احتیاج دارند در انتخاب صحیح شغل و نوع زندگی شغلی راهنمایی و هدایت شوند چرا که یکی از مهمترین دلایل نارضایتی از شغل این است که اغلب افراد هنگام آغاز زندگی شغلی، آگاهانه و بر اساس معیارهای صحیح، واقعی و واضح برای خود برنامه ریزی نمی کنند، بلکه بر اساس نیازهای بازارکار، قراردادهای اجتماعی و ارزشهای گروه های مرجع و حرف مردم، رشته تحصیلی و شغل خود را انتخاب می کنند نه استعدادها، مهارتها و علائق خود. بعبارت دیگر مردم کار را برای آنها تعریف و انتخاب کرده اند نه خودشان. بنابراین در زندگیی قدم می گذارند که مجبورند یک عمر بدبختی بکشند تا به دیگران ثابت کنند خوشبختند. لذا آموزشهای کارآفرینی می تواند فرصتی را برای افراد فراهم ساخته تا بر مبنای علائق و استعدادهای خود تصمیم به انتخاب زندگی شغلی نمایند که با تمام وجود به آن علاقه دارند. هر چند امروزه امنیت شغلی زندگی استخدامی زیر سوال رفته و در عصر حاضر نه تنها امنیت شغلی افرادی که در استخدام سازمانی هستند بیشتر از خود اشتغالی و زندگی کارآفرینانه نیست، بلکه ریسک این نوع زندگی شغلی ممکن است به مراتب بیشتر از زندگی کارآفرینانه باشد. امروز حتی کسانی هم که می خواهند به استخدام سازمانی درآیند و یا در شغل خود باقی بمانند باید خلاق باشند و بتوانند هر روز حرکتی تازه و حرف نویی در کار خود ارائه دهند تا در کار خود باقی بمانند و در غیر اینصورت مجبورند کار خود را از دست بدهند. بنابرین میتوان گفت که کارآفرینی و آموزشهای مربوط به آن از ضروریات عصر حاضر است و جوانان این دوره بخصوص دانشجویان مجبورند زندگی کارآفرینانه را انتخاب کنند و آنهایی که این جبر تاریخی را نپذیرند مجبورند به سختی زندگی خود را سپری کنند. لذا می طلبد مسئولین سازمان کار و کارگروه اشتغال استان با در نظر گرفتن این پیش بینی ها و این آینده نگری ها سعی در همگانی نمودن آموزشهای کارآفرینی در مدارس و دانشگاههای استان داشته باشند تا انشاءاله جوانان آینده این استان مجبور نباشند فقط به پشت میز نشینی در ادارت دولتی فکر کنند و دل ببندند و بتوانند به کارآفرینان بالفعلی برای زمان خود و آینده این مملکت مبدل گردند.
شمس اله رشیدی
مدرس کارآفرینی